طب الکترودیاگنوز و نوارعصب-عضله
Electrodiagnosis & EMG/NCS
طب الکترودیاگنوز و نوار عصب-عضله
طب الکترودیاگنوز به عنوان "چشم بینای" مرکز تحقیقات نوروموسکولار عمل میکند. در بسیاری از بیماریهای عصبی و عضلانی که معاینات بالینی یا تصویربرداریهای آناتومیک (مانند MRI) قادر به تشخیص دقیق نیستند، مطالعات هدایت عصبی (NCS) و الکترومیوگرافی (EMG) اطلاعات فیزیولوژیک دقیقی از سلامت آکسونها، غلاف میلین و اتصالات عصب و عضله ارائه میدهند. در یک مرکز تحقیقاتی، این ابزار برای تفکیک دقیق ضایعات (مثلاً تشخیص درگیری ریشه عصب در مقابل درگیری عصب محیطی) و انتخاب بیماران همگن برای کارآزماییهای بالینی حیاتی است.
از منظر پژوهشی، الکترودیاگنوز ابزاری بینظیر برای "کمیسازی" (Quantification) شدت بیماری و روند بهبودی است. در حالی که درد یا ضعف عضلانی ممکن است ذهنی (Subjective) باشند، پارامترهایی مانند دامنه پتانسیل عمل یا سرعت هدایت عصبی، دادههای عینی (Objective) تولید میکنند. محققان مرکز با استفاده از تکنیکهای پیشرفتهای مانند SFEMG (الکترومیوگرافی تک فیبر) یا کمیسازی تداخلات عضلانی، میتوانند اثرات داروها یا روشهای توانبخشی جدید را بر ترمیم عصب یا بهبود عملکرد عضلانی با دقت میکروسکوپی رصد کنند.
همچنین، این حوزه علمی در مرکز تحقیقات نقش کلیدی در پیشآگهی (Prognosis) ایفا میکند. مطالعات الکترودیاگنوز میتوانند پیشبینی کنند که کدام بیماران مبتلا به آسیبهای تروماتیک یا بیماریهای دژنراتیو (مانند ALS یا نوروپاتیهای دیابتی) شانس بیشتری برای پاسخ به درمانهای خاص دارند. این امر به مرکز تحقیقات کمک میکند تا پروتکلهای درمانی شخصیسازی شدهای را توسعه دهد و از انجام درمانهای بیاثر و پرهزینه برای بیمارانی که شانس بهبودی فیزیولوژیک ندارند، جلوگیری کند.